تبليغاتX
به نام تنها پناه بی پناهان دیار سرنوشت
گم شده در پیچ و خم های جاده ی زندگی

هیچ !

 

آری ، هیچ !

 

این است آنچه آموخته ام ز پیش 

 

و در اندیشه ام

 

در اندیشه ای دور و شاید هم دراز

 

در اندیشه ی آنم که چه خواهم آموخت

 

از روزگار گذران

 

از آینده ی بیکران

 

از آنچه دیروز دست نیافتنی می نمود

 

و امروز از ترس آمدنش لرزانم

 

و در حضورش می گریم !

 


+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 1:12  توسط آشنایی در همین نزدیکی  |